تبلیغات اینترنتیclose
پشت بام خانه ات را چون کبوتر می شناسم ( حسین جنتی )
پیچک ( حسین جنتی )
شعر و ادب پارسی

حسین جنتی

من! پادشاه مقتدر کشوری که نیست!

 



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 مرداد 1392 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

پشت بام خانه ات را چون کبوتر می شناسم
از خودت حتی تو را ای عشق بهتر می شناسم

من تو را بعد از نبرد ای مرد! با صد زخم کاری
زان گروه رفته در سوراخ سنگر می شناسم

یک سر و گردن بلند اندر میان دوستانی
من تو را از دور هم هان ای صنوبر! می شناسم

گرچه بختت این زمان در کیسه مفرغ پسندید
هان مشو دلگیر مفرغ را هم از زر می شناسم

همچنانت با همان رفتار ای مرغ خوش آوا!
زین کلاغان به خود بربسته زیور می شناسم

کشتی شعر این زمان در ورطه افتاده ست اما
من تو را ای مرد! ای افکنده لنگر! می شناسم

نه تو را از رو به رو با جای مهری پینه بسته
من تو را از پشت سر، با زخم خنجر می شناسم

من پس از تو در همین شهری که هیچت آشنا نیست
مردمانی ناگهان با تو برادر می شناسم

پشت بام خانه ات را چون کبوترآه، اما...
من تو را ای چیز دیگر! جور دیگر می شناسم

 

 

حسین جنتی

http://www.forum.98ia.com/t880589.html

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار حسین جنتی -2, | بازديد : 414