تبلیغات اینترنتیclose
دوباره شعبده کردیم و اشتباه در آمد( حسین جنتی )
پیچک ( حسین جنتی )
شعر و ادب پارسی

حسین جنتی

من! پادشاه مقتدر کشوری که نیست!

 



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 مرداد 1392 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

دوباره شعبده کردیم و اشتباه در آمد

خدا به خیر کند، دیو از کلاه در آمد!

 
چه حکمت است؟ به هر تاجری که راه گشودیم

به جای ادویه از صندوقش سپاه در آمد!

 
مگر زمانه چه «رو می کند» به صفحه ی بازی،

که بخت ما همه چون «زنگیان» سیاه در آمد

 
دو خطّ اول دیباچه سوخت بل که گلستان،

ز بس نفس که فرو رفت دود آه در آمد!

 
همیشه قصه همین بوده است و درد همین است

همیشه شمر ز گودال قتلِگاه در آمد
 

چه اعتبار کنم صوفیا به صافی صبحت؟

که شیخ نیمه شب از پشت خانقاه در آمد!

 
خبر چه بوده در این شهر؟ گزمه ها همه حیران

هر آن چه مست گرفتند پیک شاه در آمد !

 
بدان امید که بانگی زنند بر سر بامی

گذشت و عمر و نزد لب کسی، «که ماه در آمد»

 

 

 حسین جنتی

http://just-poem.blogfa.com/category/147

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار حسین جنتی -3, | بازديد : 288