تبلیغات اینترنتیclose
حدود پرزدنم را به من نشان داده ست ( حسین جنتی )
پیچک ( حسین جنتی )
شعر و ادب پارسی

حسین جنتی

من! پادشاه مقتدر کشوری که نیست!

 



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1 دی 1393 توسط سیدمجتبی محمدی |

 

 

حدود پرزدنم را به من نشان داده ست
همان كه بال نداده ست و آسمان داده ست!

همان كه در شب يلدا به رسم دلسوزي،
چراغ خانه مارا به ديگران داده ست

به چيست ؟ دلخوشي مردمي كه در همه عمر،
به هر معامله اي هر دو سر زيان داده ست!

كدام طالع نحس است غير بي عاري؟
كه رنج كشت به من ، ماحصل به خان داده ست

به خان ! كه مرگ عزيزان و گريه هاي مرا،
شنيده است و مكرر سري تكان داده ست!

همان كه غيرتمان را گرفته و جايش،
به قدر آنكه نميريم آب و نان داده ست!

به ناله اي و به خطي بگوي دردت را
بسا هنر كه طبيعت به خيزران داده ست!

زخون پاي من و توست در سراسر دشت
كه هر چه بوته ي خار است زعفران داده ست!

اگر بناست نميريم جان براي چه بود؟
وگر بناست ببندم چرا دهان داده ست!؟

"بكوش خواجه و از عشق بي نصيب نباش"
كه اين صفا به غزلهاي من همان داده ست!


 حسین جنتی

 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار حسین جنتی -3, | بازديد : 313