تبلیغات اینترنتیclose
نامه ( حسین جنتی )
پیچک ( حسین جنتی )
شعر و ادب پارسی

حسین جنتی

من! پادشاه مقتدر کشوری که نیست!

 



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 29 مرداد 1392 توسط سیدمجتبی محمدی |

دوست عزیزم و شاعر درستِ

 این زمانه مهدی فرجی عزیز ،

 اخوانیه ای برای من سرود و مرا شرمنده ی محبت و بزرگ منشی اش کرد،

 من هم در پاسخ غزلی نوشتم و منتشر ،

 اول شعر فرجی را بخوانید و بعد پاسخ مرا:

**

به حسین جنتی


در پاسخ نامه ای از او که هنوز در جیب خودش است

**


غم ات مباد اگر روزگار مُرده و زاری ست
که دوستی گل سرزنده ی همیشه بهاری ست

غم ام غم تو...که دار و ندار من همه این است
دل ام به نام تو...هرچند مال مساله داری ست!

حکایت تو و من شاهنامه ای ست پر از مرگ
طلای «غزنه» اگر در مسیر «طوس»، قطاری ست

به هفت خوان خودت فکر کن نه کین برادر
فقط به هوش! که چاه شغاد، گوشه کناری ست

تو درد جامعه ای، من همه ستایش عشق ام
که هر زری سرجای خودش رهین عیاری ست

نگفته اند به ما: این شو! آن مشو! چه خوش است این
میان ما و قلم تا همیشه قول و قراری ست

ز شعرت آن چه به دفتر نشسته دُرّ ثمین است
به دست ات آن چه ز دونان درآمده ست دماری است

زمانه، ما دو نفر را به دوش خود نکشانید
چنان که پشت خری بر فراز گردنه باری ست

اگر به غصه و غم رفته است، قصه ی عمری ست
اگر به خنده و شوخی گذشته، گاه گداری ست

نوشته ام به تو چون زیره بردن است به کرمان
گمان کن این که بر آیینه ات نشسته غباری ست


مهدی فرجی


بیست و هفتم دی ماه یک هزار و سیصد و نود و یک/جاده دماوند

** 


و پاسخ من:

 

مرا بدانی و دانم، تو را بدانم و دانی
بزرگ باید تا پایه ی بزرگ بداند!
دکتر فخرالدین مزارعی

پاسخی ست دوستانه، به شعرِ بلندِ مهدی فرجی عزیز:

**

خوشا که "عشق " و "وطن" داستانِ ما باشد
که حرفِ مردمِ ما بر زبان ما باشد

به تاخت می روی و پشت سر نمی بینم،
درین مسیر کسی هم عنانِ ما باشد

خدا، خدای من و توست، دل قوی می دار
اگرچه دورِ زمان بر زیانِ ما باشد

غمین مباش که فردا – یقین – فرشته ی شعر
قسم اگر بخورد ، هم به جان ما باشد

طلای غزنه نوشتی به دادِ ما نرسید
سخن طلاست که خود در دهانِ ما باشد

تو عاشقانه بگو همچنان و من زِ وطن
اگر چه آجرِ این خانه نانِ ما باشد!

ستون به سقفِ وطن می زنیم " سیمین گفت "
بگو اگرچه که با استخوانِ ما باشد

تویی که می گذرم یا " منم که می گذری" ؟
تو خود منی! چه تواند میانِ ما باشد؟

خدا کناد که ای دوست، بینِ ما چیزی،
به هم اگر بخورد، استکانِ ما باشد!


 

حسین جنتی

http://www.aram59.blogfa.com/9111.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار حسین جنتی -1, | بازديد : 251